السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

76

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

را پشت سر نهادند و به فلسطين رسيدند و در آن جايگزين شدند ، سليمان نبى ( ع ) براى آنها عبادتگاه ويژه يا « هبكل سليمان » را بنا كرد تا « خيمه عبادت » و « تابوت عهد » را در آن جاى دهند . پس قبور انبياى ايشان كه آن را مسجد گزيدند ، در كجا بوده است ؟ به ويژه كه شهر « بيت المقدس » همواره در ديد مسلمانان و اعراب پيش از اسلام بوده است . اما آنچه از قبور انبياى ايشان همانند قبر ابراهيم خليل و موسىبن عمران ( ع ) بر جاى مانده است نيز ، نه ديده و نه شنيده شده و نه كسى نوشته است كه « يهود » آنها را « بت » گرفته باشد . و بر فرض كه قبرى بت گرفته شد ، بت گرفتن كجا و احترام و زيارت قبور كجا ؟ زيرا بت گرفتن و بت ساختن قبر معنايش آن است كه قبر را همانند « كعبه » در نمازها قبله گاه خود قرار دهند ، و اين را با آن چه نسبتى است ؟ ! * * * روشن است كه سؤال و ترديد ما در اين بررسى به هيچ روى متوجه احاديث رسول خدا ( ص ) نمىباشد - كه ما از چنين كارى به خدا پناه مىبريم - بلكه بحث و اشكال ما تنها بر راويانى است كه خدا از خطا و لغزش و نسيان مصونشان نداشته است . اينها نمونه‌اى از دلايل كسانى بود كه « بازسازى و بناى بر قبور » را مخالف شرع مىدانند . دلايل موافقان به شرح زير است : دلايل كسانى كه بناى عبادتگاه بر قبور انبيا را جايز مىدانند معتقدان به صحت عبادت در محل قبر انبياء چنين استدلال مىكنند كه : « طواف كنندگان پيرامون كعبه ، « حجر اسماعيل » را نيز طواف مىكنند و ديواره آن را مسح مىنمايند ، و قبر اسماعيل و مادرش هاجر - به اتفاق علماى اسلام - در حجر قرار دارد » . در سيره ابن‌هشام ( ت / 218 ه - ) و تاريخ طبرى ( ت / 310 ه - ) و تاريخ